شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۵۲| ” میراثدار ادب پارسی “
صورت و معنی به همدیگر خوش است / آن چنان می در چنین ساغر خوشست
مجلس عشقست و ما مست و خراب / ما چنین هستیم و ساقی سرخوشست
هر که او با ما درین دریا نشست / از سرش تا پاشنه در زر خوشست
جان به جانان دل بدلبر داده ایم / در دل ما عشق آن دلبر خوشست
گوهر در یتیم از ما بجو / گر به دست آری چنین گوهر خوشست
عود دل در مجمر سینه بسوخت / بوی خوش ما را درین مجمر خوشست
نعمت الله دارد از سید نشان / این نشان آل پیغمبر خوشست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.