شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۶۱| ” میراثدار ادب پارسی “
بیا که جان و دلم در هوای درویش است / بیا که شاه جهانی گدای درویش است
به خاک پای فقیران و جان سر حلقه / که سرمهٔ نظرم خاک پای درویش است
در آن مقام که روح القدس ندارد بار / در آ که گوشهٔ خلوت سرای درویش است
صدای نغمهٔ عاشق و ذوق مجلس ما / نمونه ای ز حضور و نوای درویش است
به یاد ساقی باقی بنوش دُردی درد / که جام دُردی دردش دوای درویش است
اگرچه عاشق درویش با دل ریشم / ولی خوشم چو بلا از برای درویش است
سماع و مطرب ذوق است و صحبت درویش / ترنم نفس جانفزای درویش است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.