شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۶۴| ” میراثدار ادب پارسی “
رمضان آمد و روان بگذشت / بود ماهی به یک زمان بگذشت
گوئیا عمر بود زود برفت / تا که گفتم چنین چنان بگذشت
شب قدری به عارفان بنمود / این معانی از آن بیان بگذشت
هر که با ما نشست در دریا / نام را ماند و از نشان بگذشت
میل دنیا و آخرت نکند / هر که بر کوی عاشقان بگذشت
زود بیدار شو در آ در راه / تو بخوابی و کاروان بگذشت
در طریقی که نیست پایانش / نعمت الله از این و آن بگذشت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.