شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۶۵| ” میراثدار ادب پارسی “
دل ما از منی و ما بگذشت / پا نهاد از سر هوا بگذشت
مدتی دُرد درد دل نوشید / عاقبت درد و هم دوا بگذشت
از وجود و عدم خلاصی یافت / از فنا نیز وز فنا بگذشت
ای که گوئی که ابتدا چه بود / ابتدا چیست انتها بگذشت
نقش غیری خیال می بستم / خواب بود آن خیال ما بگذشت
نود و پنج سال عمر عزیز / همه در دین مصطفی بگذشت
نعمت الله یگانه ای داند / که یگانه ز دو سرا بگذشت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.