شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۷۳| ” میراثدار ادب پارسی “
همسایهٔ حضرت شریف است / گر سایه لطیف یا کثیف است
انسان کبیر صورت اوست / دریاب که معنی لطیف است
گر روح مدبرش بدانی / انسان کبیر بس ظریفست
با عقل مگو حکایت عشق / زیرا که مزاج او ضعیف است
این طرفه نگر که جمله عالم / در غایت قوّت و نحیفست
معشوق خود است و عاشق خود / عشقی که چو عشق ما عفیف است
در خلوت خاص سید ماست / کاو خانهٔ خالی و لطیفست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.