شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۷۷| ” میراثدار ادب پارسی “
شهر دل در ولایت عشق است / ملک و جان در حمایت عشق است
دیده بینا به نور معرفت است / این عیان از عنایت عشق است
آنچه عقلم نهایتش می گفت / دیده ام آن بدایت عشق است
لیس فی الدار غیره دیار / این حدیث از روایت عشق است
هرچه گوئی ز عشق گو که مرا / سخن خوش حکایت عشق است
نالهٔ زار بلبلان شب و روز / در گلستان سرایت عشق است
نعمت الله را چنین حیران / گرد حسن کفایت عشق است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.