شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۷۸| ” میراثدار ادب پارسی “
دل مسند پادشاه عشق است / دل خلوت بارگاه عشق است
سلطان عشق است در ولایت / باقی همه کس سپاه عشق است
عشقست پناه و پشت عالم / عالم همه در پناه عشق است
در مذهب عشق می حلالست / ما را چه گنه گناه عشق است
ای عقل ز مملکت برون شو / کاین ملک از آن شاه عشق است
از ترک دو کون خوش کلاهی / بر دوز که آن کلاه عشق است
راهی که به حق توان رسیدن / ای سید بنده راه عشق است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.