شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۲۷۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دل مسند پادشاه عشق است / دل خلوت بارگاه عشق است
سلطان عشق است در ولایت / باقی همه کس سپاه عشق است
عشقست پناه و پشت عالم / عالم همه در پناه عشق است
در مذهب عشق می حلالست / ما را چه گنه گناه عشق است
ای عقل ز مملکت برون شو / کاین ملک از آن شاه عشق است
از ترک دو کون خوش کلاهی / بر دوز که آن کلاه عشق است
راهی که به حق توان رسیدن / ای سید بنده راه عشق است