شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۸۳| ” میراثدار ادب پارسی “
دردمندیم و دوا درد دل است / درد دل درمان دوای مشکل است
خانهٔ دل خلوت خالی اوست / خوش دلارامی که ما را در دلست
عاقل ار پندی به عاشق می دهد / وعظ او نزدیک ما بی حاصل است
حق پرست و ترک باطل را بگو / هرچه غیر حق بود او باطل است
حال ما از زاهد رعنا مپرس / زآنکه او از بحر ما در ساحل است
آفتابی می نماید مه به ما / گرچه در ظاهر حجابی حایل است
نعمت الله از منازل درگذشت / هشت منزل نزد او یک منزل است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.