شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۳۰۶| ” میراثدار ادب پارسی “
میخانه سرای عاشقان است / خود خلوت خاص عاشقانست
عالم بدن است و عشق جانان / جان است که در بدن روانست
عشقست که عاشق است و معشوق / در مذهب عاشقان چنان است
با صورت و معنئی که او راست / چه جای معانی و بیان است
جام است و شراب و رند و ساقی / در مجلس ما همین همان است
در دیدهٔ مست ما نظر کن / نوری که به چشم ما عیان است
این گوهر نظم نعمت الله / از بحر محیط بیکران است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.