شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۳۰۷| ” میراثدار ادب پارسی “
رندی که حریف عاشقان است / در مذهب عشق عاشق آن است
عشقست که عاشقست و معشوق / در جام جهان نما عیان است
دیوانهٔ عشق عاشق ماست / وارسته ز نام و از نشان است
آسوده ز جسم و جان و صورت / فارغ ز معانی و بیان است
آب است و حباب چون می و جام / این جام می محققان است
نوری است به چشم ما نموده / در دیدهٔ ما ببین که آن است
در مجلس عشق نعمة الله / سر حلقهٔ جمله عاشقان است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.