شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۳۰۸| ” میراثدار ادب پارسی “
مقصود توئی نه این نه آنست / وین قول همه محققانست
از مذهب و دین ما چه پرسی / آنست که رای ما برآنست
ساقی قدحی به عاشقان ده / زان باده که از برای جانست
جان گر چه گدای کوی عشقست / سلطان جهان گدای جانست
در نه قدم و ز سر میندیش / چون خلوت دل سرای جانست
صد جان به فدای عشق جانان / گرچه دو جهان فدای جانست
جائی که مقام سید ماست / ای راحت جان چه جای جانست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.