شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۳۱۶| ” میراثدار ادب پارسی “
یاد جانان میان جان من است / عشق او عمر جاودان من است
نفس روح بخش من دریاب / که دم عیسوی از آن من است
هفت دریا به نزد اهل نظر / موجی از بحر بیکران من است
اهل بیت رسول اگر جوئی / از منش جو که خاندان من است
مجلس پر ز نعمت جنت / بزم رندان نزول خوان من است
یک زمانی به حال ما پرداز / خوش زمانی ، که این زمان من است
هر که خواهد نشان آل از من / نعمت الله من نشان من است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.