شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۳۳۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

همه عالم حجاب حضرت اوست / روح اعظم نقاب حضرت اوست
قطب عالم که مظهر عشق است / سایهٔ آفتاب حضرت اوست
عقل کل نفس کل بر عارف / یک دو حرف از کتاب حضرت اوست
می خمخانهٔ حدوث و قدم / بخشش بی حساب حضرت اوست
دل ما سوخت آتش عشقش / خوش دلی کو کباب حضرت اوست
راز خود خواستم که گویم باز / فکر من از خطاب حضرت اوست
در خرابات عشق سید ما / رند مست خراب حضرت اوست