شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۳۳۲| ” میراثدار ادب پارسی “
همه عالم فدای خدمت اوست / هرچه باشد برای خدمت اوست
خانهٔ روشنست دیدهٔ ما / آری آری سرای خدمت اوست
پادشاه سریر هفت اقلیم / بندگانه گدای خدمت اوست
نبود از خدای بیگانه / هر که او آشنای خدمت اوست
حاصل بحر و کان به وقت سخا / خورده ای از عطای خدمت اوست
آفتاب سپهر عز و جل / جام گیتی نمای خدمت اوست
عرش اعظم که تخت سید ماست / بر هوا از هوای خدمت اوست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.