شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۳۴۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چشم ما روشن به نور روی اوست / جان ما دایم به جست و جوی اوست
بلبل سرمست در گلزار عشق / هرچه می گوید بگفت و گوی اوست
جنت جاوید اگر خواهی بیا / پیش ما بنشین که جنت کوی اوست
یک سر مویش به جانی کی دهم / هر دو عالم قیمت یک موی اوست
آفتاب است او و خوبان همچو ماه / روشنی روی ماه از روی اوست
گفتهٔ مستانهٔ ما گوش کن / نیک بشنو گفتهٔ نیکوی اوست
خال هندویش دل ما صید کرد / سید ما بندهٔ هندوی اوست