شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۳۵۶| ” میراثدار ادب پارسی “
موج و حباب و قطره درین بحر ما یکیست / نقش و حباب گرچه هزارند با یکیست
درمان درد دل چه کنم ای عزیز من / از دوست می رسد همه درد و دوا یکیست
ما و شرابخانه و رندان باده نوش / فارغ ز دو سرا بر ما دو سرا یکیست
تمثال صدهزار در آئینه رو نمود / دیدیم آن یکی و همه نزد ما یکیست
گر آشنای خویش شوی نزد عاشقان / معشوق و عشق و عاشق و آن آشنا یکیست
چون عقل احول است دو بیند غریب نیست / بنگر به عین عشق که شاه و گدا یکیست
سید ز جود خویش وجودی به بنده داد / معطی نعمة الله ما و عطا یکیست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.