شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۳۵۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

قطره و دریا به نزد ما یکی است / گر نظر بر آب داری بیشکی است
موج و بحر و قطره از روی ظهور / گر تمیزش می کنی هم نیککی است
زید و عمر و بکر و خالد هر چهار / چار باشد نزد ما ایشان یکی است
عقل اگر گوید خلاف این سخن / قول او مشنو که ابله مردکی است
هفت دریا با محیط عشق ما / جرعهٔ آبست و آنهم اندکی است
پادشاهی آمد و چندین سیاه / خود یکی باشد سپاه او یکی است
مظهر بنده یکی سید بود / آن یکی درویش و آن خانی یکی است