شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۳۵۹| ” میراثدار ادب پارسی “
قطره و دریا به نزد ما یکی است / گر نظر بر آب داری بیشکی است
موج و بحر و قطره از روی ظهور / گر تمیزش می کنی هم نیککی است
زید و عمر و بکر و خالد هر چهار / چار باشد نزد ما ایشان یکی است
عقل اگر گوید خلاف این سخن / قول او مشنو که ابله مردکی است
هفت دریا با محیط عشق ما / جرعهٔ آبست و آنهم اندکی است
پادشاهی آمد و چندین سیاه / خود یکی باشد سپاه او یکی است
مظهر بنده یکی سید بود / آن یکی درویش و آن خانی یکی است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.