شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۳۶۰| ” میراثدار ادب پارسی “
کار دل در عشقبازی بندگی است / بندگی در عاشقی پایندگی است
بندهٔ فرمان و فرمان می دهیم / وین شهنشاهی ما زان بندگی است
همچو زلفش سر به پا افکنده ایم / این سرافرازی از آن افکندگی است
جان فدا کردم سر افکندم به پیش / ز انفعال و جای آن شرمندگی است
گر مرا بینی به غم دل شاد دار / کان غم عشق است و از فرخندگی است
مردهٔ دردیم و درمان در دل است / کشتهٔ عشقیم و عین زندگی است
سید ار جان بخشد از عشقش رواست / عاشقان را کار جان بخشندگی است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.