شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۳۷۲| ” میراثدار ادب پارسی “
جان ما بی عشق جانان هیچ نیست / درد دل داریم و درمان هیچ نیست
در همه جان جز که هم جان هیچ نیست / تن چه باشد زانکه هم جان هیچ نیست
بگذر از دنیی و عقی باده نوش / جز می و ساقی رندان هیچ نیست
نزد مصری شهر بغداد است هیچ / کوبنان چبود که کرمان هیچ نیست
با سبک روحان نشین ای جان من / زانکه صحبت با گرانان هیچ نیست
غیر او هیچست اگر گوئی که هست / هرچه باشد غیر او آن هیچ نیست
ظاهر و باطن همه عین وی است / غیر او پیدا و پنهان هیچ نیست
دنیی و عقبی و جسم و جان همه / ای عزیزان نزد رندان هیچ نیست
هر چه هست از جزو و کل کاینات / بلکه این مجموع انسان هیچ نیست
با وجود سید هر دو سرا / بینوا چبود که سلطان هیچ نیست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.