شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۳۸۵| ” میراثدار ادب پارسی “
عشق بازیست عشقبازی نیست / عشقبازی به عشوه سازی نیست
عشق دارد حقیقتی دیگر / حالت عاشقان مجازی نیست
ساز ما ناله ایست دل سوزی / به از این ساز اگر نوازی نیست
کشتهٔ عشقم و در این دوران / چون من و او شهید و غازی نیست
حال مستی ما ز رندان پرس / محرم راز ما حجازی نیست
خرقه ای کان به می نمی شویند / در بر عاشقان نازی نیست
نعمت الله رند سرمست است / عشق بازی او به بازی نیست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.