شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۰۳| ” میراثدار ادب پارسی “
هرچه بینی جمله آیات وی است / علم او آئینهٔ ذات وی است
ساقی ما می به ما بخشد مدام / ذره و خورشید جامات وی است
نور چشم ما نماید او به او / عین او باشد که مرآت وی است
چیست عالم سایه بان پادشاه / جزو و کل مجموع رایات وی است
عشق او رخ می نهد فرزین برد / عقل شطرنج از شه مات وی است
خوش خیالی نقش می بندیم ما / در نظر ما را خیالات وی است
عقل اگر گوید خلاف عاشقان / قول او مشنو که طامات وی است
عارفی گردم ز غایت می زنم / راست می گوید که غایات وی است
نعمت الله پادشاهی می کند / در همه عالم ولایات وی است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.