شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۴۱۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

لطف سازنده تا عیانم ساخت / رازق رزق بندگانم ساخت
این چنین چون بدن پدید آمد / همچو جان در بدن دوانم ساخت
حکم میخانه ام عطا فرمود / ساقی بزم عاشقانم ساخت
به جمال خودم مشرف کرد / مونس جان بیدلانم ساخت
دنیی و آخرت به من بخشید / واقف از سر این و آنم ساخت
عاشقی کردم و شدم معشوق / گرچه بودم چنین چنانم ساخت
بنده را نام نعمت الله کرد / سید ملک انس و جانم ساخت