شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۱۰| ” میراثدار ادب پارسی “
لطف سازنده تا عیانم ساخت / رازق رزق بندگانم ساخت
این چنین چون بدن پدید آمد / همچو جان در بدن دوانم ساخت
حکم میخانه ام عطا فرمود / ساقی بزم عاشقانم ساخت
به جمال خودم مشرف کرد / مونس جان بیدلانم ساخت
دنیی و آخرت به من بخشید / واقف از سر این و آنم ساخت
عاشقی کردم و شدم معشوق / گرچه بودم چنین چنانم ساخت
بنده را نام نعمت الله کرد / سید ملک انس و جانم ساخت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.