شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۴۱۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

علم ما در کتاب نتوان یافت / سر آب از شراب نتوان یافت
در خیالش به خواب رفتی باز / وصل او را به خواب نتوان یافت
رند هرگز به حلقه نرود / در چنان جا شراب نتوان یافت
همه عالم چو ذره او خورشید / ذره بی آفتاب نتوان یافت
این چنین دلبری که ما داریم / در جهان بی حجاب نتوان یافت
در خرابات همچو سید ما / رند و مست و خراب نتوان یافت