شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۴۳۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

فارغ از نام و نشان خواهیم رفت / رند سرمست از جهان خواهیم رفت
رخت خود را تا کناری می کشیم / ناگهانی از میان خواهیم رفت
تا نگوئی بنده ای از خواجه مُرد / ما بر زنده دلان خواهیم رفت
گر خطاب ارجعی آید به ما / عاشقانه خوش دوان خواهیم رفت
عارفان رفتند از این عالم بسی / ما دگر چون عارفان خواهیم رفت
جان ما دل زنده از جانان بود / زنده دل از ملک جان خواهیم رفت
از ازل رندانه سرمست آمدیم / نزد سید هم چنان خواهیم رفت