شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۴۴| ” میراثدار ادب پارسی “
شهرت ذوق ما جهان بگرفت / از مکان رفت و لامکان بگرفت
قول مستانه ای که ما گفتیم / دل عاشق به جان روان بگرفت
هر کجا عارفی است در عالم / این معانی از آن بیان بگرفت
مطرب ما ترنمی فرمود / خرقهٔ جمله عاشقان بگرفت
خوش نگاری گرفته ام به کنار / او مرا نیز در میان بگرفت
مدتی عقل بود همدم ما / دل ما عاقبت از آن بگرفت
عشق سید گرفت سخت وجود / پادشه ملک جاودان بگرفت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.