شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۴۶| ” میراثدار ادب پارسی “
معنی او نمود در صورت / نه به یک صورتی به هر صورت
چشم ما تا جمال معنی دید / معنئی بیند و دگر صورت
ذره ذره چو نور می بینم / آفتابی بود قمر صورت
باده می نوش و جام را دریاب / معنئی بین و مینگر صورت
هر چه بینیم صورت عشق است / لاجرم عاشقیم بر صورت
چون که معنی ماست صورت او / نور چشمست و در نظر صورت
جام گیتی نماست سید ما / نعمت الله نموده در صورت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.