شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۴۷| ” میراثدار ادب پارسی “
چشمم به نور و معنی دیده جمال صورت / در آینه نموده نقش خیال صورت
هر صورتی که بینی معنی در آن توان دید / معنی آن نظر کن بنگر کمال صورت
جام جهان نمائی گر رو به تو نماید / تمثال بی مثالش باشد مثال صورت
از آفتاب حسنش مه نور وام کرده / گه بَدر می نماید گاهی هلال صورت
خوش لذتی که دارند جان و دلم همیشه / جان در هوای معنی دل در وصال صورت
خوش چشمهٔ حیاتی گشته روان به هر سو / سیراب کرده ما را آب زلال صورت
معنی و صورت ما باشند نعمت الله / می بین جمال معنی بنگر به حال صورت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.