شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۵۱| ” میراثدار ادب پارسی “
در کوی خرابات نشستم به سلامت / سر حلقهٔ رندانم و فارغ ز ملامت
خوش خانهٔ امنی است بیائید و ببینید / مستان همه خوش ایمن و یاران به سلامت
زین خلوت میخانه به جائی نتوان رفت / نه یک دو سه روزی نروم تا به قیامت
هر کس که ازین مجلس ما روی بتابد / جاوید ندیمش نبود غیر ندامت
گر زاهد مخمور مرا قدر نداند / بسیار عزیزم بر رندان به کرامت
هر ذره که بینی به تو خورشید نماید / روشن نتوان دید نظر کن به تمامت
خوش جام حبابیست که پرآب حیاتست / می نوش و غنیمت شمر آن جام مدامت
اعیان چو همه صورت اسمای الهند / نامی طلب ای خواجه که نامی است به نامت
گر بنده سید شوی و یار حریفان / سلطان جهان یار شود بلکه غلامت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.