شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۵۳| ” میراثدار ادب پارسی “
هرگز نبود عاشقی و راه سلامت / رندان نگریزند ز مستان به ملامت
تو میر خراباتی و من مست خرابم / رندانه درین هفته بیابیم به سلامت
سر در قدمت بازم و پای تو ببوسم / دست من و دامان تو تا روز قیامت
در خاک درت هر که نشنید بتوان یافت / در صدر خرابات به صد عجز و کرامت
گر دل نفسی نقش خیال دیگری دید / جان پیشکشت می کنم اینک به غرامت
از خال نهی دانه و از زلف کشی دام / مرغ دل خلقی همه افتاده به دامت
می نوش کن ای سید رندان خرابات / شادی حریفان که جهان باد به کامت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.