شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۵۵| ” میراثدار ادب پارسی “
مائیم و می صحبت رندان خرابات / سرگشته در آن کوچه چو رندان خرابات
میخانهٔ ما وقف و سبیل است به رندان / جاوید به فرمودهٔ سلطان خرابات
مستیم و خرابیم و سر از پای ندانیم / دل داده و جان نیز به جانان خرابات
خوانی است خرابات نهاده بر رندان / خوردیم بسی نعمت از این خوان خرابات
جمعی ز سر زلف بتی گشته پریشان / جمعیت از آن یافت پریشان خرابات
ذوقی که دلم راست به عالم نتوان گفت / این ذوق طلب کن تو ز یاران خرابات
در کوی خرابات نشستیم به عشرت / با سید سرمست و حریفان خرابات
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.