شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۵۶| ” میراثدار ادب پارسی “
نعمت الله مظهر ذات و صفات / گه صفاتش می نماید گاه ذات
عارفی چون او در این عالم که دید / جمع کرده ممکنات و واجبات
او به او باقی و ما باقی به او / عمر جاوید است او را این حیات
او یک است و گر یکی گوید که دو / تو یکی می گو مگو آن تُرَهات
دُرد دردش دردمندانه بنوش / زانکه درد او تو را باشد دوات
می کنم علم معانی را عمل / کی پرستم صورت لات و منات
سالها باید که تا پیدا شود / همچو سید سیدی در کاینات
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.