شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۶۳| ” میراثدار ادب پارسی “
ما را به غیر او نبود التفات هیچ / زیرا که نیست جز کرم او نجات هیچ
خضر و هوای چشمه و آب حیات و ما / نبود به جز زلال وصالش حیات هیچ
ای جان همیشه شادی تو باد ورد دل / وی دل مباد جز غم عشقش دوات هیچ
هیچست این جهان و تو دل را در او مپیچ / وین بند پیچ پیچ مپیچان به پای هیچ
در حضرتی گریز که روحانیان قدس / جز حضرتش دگر نکند التفات هیچ
در عرصهٔ ممالک او هر دو کون پست / با ملک کبریائی او کاینات هیچ
سید تو جان بباز به عشقش که غیر او / شایسته نیست در دو جهان خونبهات هیچ
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.