شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۶۴| ” میراثدار ادب پارسی “
دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد / این عنایت بین که چون با بخت من افتاد باد
در هوای آنکه یابد باد بوی آن نگار / بر در هر خانه روی خویشتن بنهاد باد
هر کسی کو میخورد جام غم انجام غمش / نوش جانش باد دایم در جهان دلشاد باد
خانقه گر گشت ویران باده نوشان را چه غم / عمر رندان باد دایم میکده آباد باد
هر که بنیادی ندارد هیچ بنیادش منه / عقل بی بنیاد باشد کار بی بنیاد باد
دل به جان آمد ز مخموران کنج صومعه / مجلس رندان و کوی باده نوشان شاد باد
هر که باشد بندهٔ سید غلام او منم / بندهٔ سید همیشه از غمان آزاد باد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.