شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۶۷| ” میراثدار ادب پارسی “
در دلم غیر او نمیگنجد / بد چه شد نکو نمی گنجد
در مقامی که آن یگانهٔ ماست / دو چه گوئی که دو نمی گنجد
خم بیاور ز ما دمی می بر / می ما در سبو نمی گنجد
نقل را مان و عقل را بگذار / زانکه این گفت و گو نمی گنجد
در دو عالم به جز یکی نبود / رشته یک تو دو تو نمی گنجد
چون به غیر از یکی نمی یابم / در دلم جستوجو نمی گنجد
دردمندیم و درد می نوشیم / خم چه شد با شد سبو نمی گنجد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.