شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۷۴| ” میراثدار ادب پارسی “
هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود / هر که درد تو کشد از پی درمان نرود
آنکه در خانه دمی با تو به خلوت بنشست / به تماشای گل و لاله و ریحان نرود
خضر اگر لعل روان بخش تو را دریابد / بار دیگر به لب چشمهٔ حیوان نرود
گر نه امید لقای تو بود در جنّت / هیچ عاشق به سوی روضهٔ رضوان نرود
مرد باید که ز شمشیر نگرداند روی / گر نه از خانه همان به که به میدان نرود
هوسم بود که در کیش غمت کشته شوم / لیکن این لاشه ضعیف است و به قربان نرود
در ازل بر دل ما عشق تو داغی بنهاد / که غمش تا به ابد از دل بریان نرود
چند گفتی به هوس از پی دل چند روی / عاشق دلشده چون از پی جانان نرود
نعمتالله ز الطاف تو گوید سخنی / عاشق آن است که جز در پی جانان نرود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.