شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۷۵| ” میراثدار ادب پارسی “
در رحمت خدا به ما بگشود / این چنین در خدا به ما بگشود
در گنجینهٔ حدوث و قدم / به گدایان بینوا بگشود
نقد گنجینه را به ما بنمود / چشم ما را به عین ما بگشود
در به بیگانگان اگر در بست / همه درها به آشنا بگشود
گر در صومعه ببست چه شد / در میخانه حالیا بگشود
برقع کاینات را برداشت / این معمای ما به ما بگشود
مشکلاتی که بود حلوا کرد / چشم ما را به آن لقا بگشود
جان ما بود بستهٔ عالم / کرمی کرد و بنده را بگشود
این عنایت نگر که سید ما / در به این بندهٔ گدا بگشود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.