شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۹۶| ” میراثدار ادب پارسی “
نقطه در دایره نمود و نبود / بلکه آن نقطه دایره بنمود
نقطه در دور دایره باشد / نزد آن کس که دایره پیمود
اول و آخرش به هم پیوست / نقطه چون ختم دایره فرمود
دایره چون تمام شد پرگار / سر و پا را به هم نهاد آسود
به وجودیم و بی وجود همه / به وجودیم ما و تو موجود
همه عالم خیال او گفتم / باز دیدم خیال او ، او بود
خوشتر از گفته های سید ما / نعمت الله دگر سخن نشنود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.