شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۴۹۹| ” میراثدار ادب پارسی “
آینه چندان که روشن تر بود / روی خود دیدن در او خوشتر بود
دل بود آئینهٔ گیتی نما / در نظر صاحبدلی را گر بود
خوش سر داری و ما سردار آن / بر سر دار این چنین سرور بود
گفتهٔ مستانهٔ ما دیگر است / شعر یاران دیگر آن دیگر بود
مه شود روشن به نور آفتاب / نور ما از این و آن انور بود
سر به پای خم می بنهاده ایم / تاج شاهی لایق این سر بود
نعمت الله جو که همراه خوشی است / تا تو را در عاشقی رهبر بود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.