شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۵۰۰| ” میراثدار ادب پارسی “
عاشقی از عاقلی خوشتر بود / غرقهٔ دریای ما خوشتر بود
یک سر مو میل غیری کی کند / هر که را سودای او بر سر بود
عقل را نقش و خیالی دیگر است / ذوق عشق و حال او دیگر بود
ای که گوئی ترک غیر او بگو / هرچه فرمائی بگویم گر بود
عشق سرمست است و جام می به دست / لاجرم سلطان بحر و بر بود
بازیابی لذت رندان ما / گر حریفت ساقی کوثر بود
نعمت الله از خدا جوید مدام / هر که یار آل پیغمبر بود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.