شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۵۰۲| ” میراثدار ادب پارسی “
مشرب توحید یاران خوش بود / رند مست و ذوق مستان خوش بود
بلبل مستیم در گلزار عشق / صوت بلبل در گلستان خوش بود
خوش بود دردی که او درمان ماست / درد دل می جو که نالان خوش بود
در خرابات مغان مست و خراب / ساقی ما با حریفان خوش بود
جام در دور است در دور قمر / گر به تو دوری رسد آن خوش بود
یافتم گنجینه و گنجی تمام / می کنم ایثار رندان خوش بود
نعمت الله او به ما ایثار کرد / این چنین انعام سلطان خوش بود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.