شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۵۰۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مشرب توحید یاران خوش بود / رند مست و ذوق مستان خوش بود
بلبل مستیم در گلزار عشق / صوت بلبل در گلستان خوش بود
خوش بود دردی که او درمان ماست / درد دل می جو که نالان خوش بود
در خرابات مغان مست و خراب / ساقی ما با حریفان خوش بود
جام در دور است در دور قمر / گر به تو دوری رسد آن خوش بود
یافتم گنجینه و گنجی تمام / می کنم ایثار رندان خوش بود
نعمت الله او به ما ایثار کرد / این چنین انعام سلطان خوش بود