شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۵۰۵| ” میراثدار ادب پارسی “
هرکه از عشق در طرب نبود / نسبتش هیچ با نسب نبود
لطف محبوب را نهایت نیست / طالب آنگه بی طلب نبود
آتش عشق اوست در دل ما / لایق جان بولهب نبود
از کرم ساز عاشقان بنواخت / گر نوازد مرا عجب نبود
لب ساغر مدام می بوسم / به از این همدمی و لب نبود
ماهروئی چو ترک شیرازی / در همه مصر و در حلب نبود
سیدی همچو نعمت الله هم / در عجم بلکه در عرب نبود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.