شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۵۳۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مدام جام می او حیات می بخشد / همیشه همت او کاینات می بخشد
کمال بخشش ساقی نگر که رندان را / شراب و جام ز ذات و صفات می بخشد
دلت به دردی دردش دوا کن و خوش باش / که خسته ای و دم او شفات می بخشد
چه قدر خرقه که زنار بر میان داریم / به جای کعبه به ما سومنات می بخشد
بیا که زنده دلان کشتگان معشوقند / اگر تو کشتهٔ اوئی به مات می بخشد
دل یگانه من عاشقانه در دو سرا / برای یک جهتی شش جهات می بخشد
هزار رحمت حق بر روان سید ما / که روح او دل ما را حیات می بخشد