شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۵۴۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

می خمخانه ای به ما بخشید / این سعادت به ما خدا بخشید
گنج اسما نثار ما فرمود / پادشاهی به این گدا بخشید
جام گیتی نما به ما پیمود / دیدهٔ روشنی مرا بخشید
دُردی درد او بسی خوردیم / دُرد دردش به ما دوا بخشید
بندهٔ خویش را عطائی داد / کرد آزاد و ملکها بخشید
در همه آینه جمال نمود / از همه رو به ما لقا بخشید
ما چو فانی شدیم ازعالم / جاودان منصب بقا بخشید
بخشش اوست هرچه ما داریم / کس نگوید که او چرا بخشید
نعمت الله روانهٔ ما کرد / این چنین نعمتی به ما بخشید