شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۵۴۳| ” میراثدار ادب پارسی “
از احد احمد آشکارا شد / هم به احمد احد هویدا شد
در شهادت احد کمر بربست / میم احمد ز غیب پیدا شد
آن یکی در عدد ظهوری کرد / صد عدد از یکی مهیا شد
قطره و بحر و جو همه آبند / ما نگوئیم قطره دریا شد
موج بحریم و عین ما آب است / نتوان گفت ما که از ما شد
آفتاب وجود رو بنمود / ذرهٔ کاینات در وا شد
آمد و شد حقیقتاً خود نیست / به مجاز است کآمد و یا شد
خم می خوش خوشی به جوش آمد / راز سر بسته آشکارا شد
نعمت الله پرده را برداشت / مشکلاتی که بود حل واشد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.