شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۵۵۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به جز میخانه جای ما نباشد / هوائی چون هوای ما نباشد
بیا دُردی دردش نوش میکن / که خوشتر زین دوای ما نباشد
نیابد پادشاهی یا ولایت / اگر سلطان گدای ما نباشد
بقای جاودان داریم از عشق / غم ما از فنای ما نباشد
به صدق دل به جانان جان سپردیم / به غیر او جزای ما نباشد
خدای هر دو عالم جز یکی نیست / یکی دیگر خدای ما نباشد
به جز انعام عام نعمت الله / نوای بی نوای ما نباشد