شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۵۵۸| ” میراثدار ادب پارسی “
وجود صورت و معنی ز جود ما باشد / وجود جود بر ما وجود ما باشد
حباب و موج که پیدا شده درین دریا / هر آنچه بود و بود عین بود ما باشد
ملک به امر خدا سر نهاده است زمین / برای رفعت خود در سجود ما باشد
حیات آب حیات از حیات ما دارد / بقای زنده دلان هم ز جود ما باشد
به سمع جان شنود عقل کل شود خاموش / در آن مقام که گفت و شنود ما باشد
بسوخت آتش ما عود مجمر افلاک / دماغ چرخ معطر ز دود ما باشد
چو نور سید ما شاهد است و مشهود است / یقین که در همه عالم شهود ما باشد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.