شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۵۶۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ناز با یار غار خوش باشد / آن میان در کنار خوش باشد
نقش رویش خیال می بندم / در نظر آن نگار خوش باشد
عشق او آفتاب تابان است / مهر او بی غبار خوش باشد
نور او را به نور او بنگر / آن نهان آشکار خوش باشد
لیس فی الدار غیره دیار / در چنین دار یار خوش باشد
در همه چون جمال او پیداست / گر یکی ور هزار خوش باشد
بلبل مست و صحبت سید / بابت گلعذار خوش باشد