شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۵۶۹| ” میراثدار ادب پارسی “
عاشق و یار خویش خوش باشد / دل و دلدار خویش خوش باشد
زاهد و زهد و رند و میخواری / هر کس و کار خویش خوش باشد
بلبل مست و عاشق شیدا / خود و گلزار خویش خوش باشد
بار عشقش نهاده ام بر دل / می کشم بار خویش خوش باشد
عاشقانه به دُردی دردش / کرده تیمار خویش خوش باشد
عشقبازی است کار دل دائم / دل به کردار خویش خوش باشد
نعمت الله خوش بود با من / یار با یار خویش خوش باشد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.