شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۵۷۰| ” میراثدار ادب پارسی “
مدام همدم جام شراب خوش باشد / همیشه عاشق مست خراب خوش باشد
بیا به مکتب ما و کتاب عشق بخوان / که خواندن از سر ذوق این کتاب خوش باشد
بیا که ساقی ما مجلس خوشی آراست / بیا که دیدن او بی نقاب خوش باشد
رسید ساقی سرمست و جام می بر دست / حریف رند چنین بی حجاب خوش باشد
خیال عارض او نقش می کشم بر چشم / نگر که نقش خیالش در آب خوش باشد
هزار شاه گدای جناب ما باشد / اگر به جانب ما آن جناب خوش باشد
خوش است گفتهٔ سید که از سر ذوق است / به ذوق هر که بگوید جواب خوش باشد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.