شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۵۷۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما عاشق و مستیم کرامات چه باشد / ما باده پرستیم مناجات چه باشد
ما همدم رندان سراپردهٔ عشقیم / در خلوت ما حالت طامات چه باشد
گفتیم چنان است چنین بود که گفتیم / اینست کرامات کرامات چه باشد
ما عاشق مستیم ز جام می وحدت / خود کثرت معقول و خیالات چه باشد
چون خلوت ما گوشهٔ میخانهٔ عشق است / با منزل ما راه و مقامات چه باشد
ای زاهد سجاده نشین کعبه کدام است / وی عاشق میخواره خرابات چه باشد
سید چو همه اوست چه پیدا و چه پنهان / احوال بدایات و نهایات چه باشد